خرید بک لینک
بعد از 5 سال دقیقن تو سالگرد آغاز خوشبختیم، تو دوباره به من ثابت کردی که دلیل تغییر زندگی من در 5 سال پیش رسیدن سنم به ربع قرن یا تغییر شغلم یا چیز دیگه ای نبوده. دلیلش فقط تو بودی. یک ماه رفتی مسافرت و من اولین یک ماهه بدون تو رو تجربه کردم و به همین راحتی برای من یک آرزو ساختی، ای کاش که ماه بدون تویی نباشه! تجربه خوبی بود مثل هر سختی دیگه ای کلی چیز یاد گرفتم ولی مثل هر سختی دیگه ای سخت بود و شاید سخت تر. البته یه لذت دیگه هم داره و اون اینه که دوباره هیجان زده ام. فردا تو می رسی و من با ذوق اومدنت خواب به چشمام نمیاد. بی تاب زندگی با توام بی تاب درس خوندن، کار کردن، رفتن، اومدن، بازی کردن ولی با تو. بدون تو همه چیز خیلی سخت میشه، کند میشه و گاهی نشدنی. دلم می خواد بیای دوباره بشینیم حرف بزنیم برنامه ریزی کنیم و هرچیزی رو که قراره بسازیم باهم بسازیم. واقعن چقدر خوشبختم که تورو دارم.

ای کاش بدونی که چقدر دوست دارم، چقدر برام عزیزی و چقدر بودنت واسم مهمه. یادمه وقتی رفته بودی مالزی حس غریبی داشتم. پس از مدت ها دلم برای کسی تنگ می شد و هیجان دوباره دیدنش هولم می کرد. حالا بعد این همه سال حس غریبی دارم. رفتم اتاقتو الکی هم که شده آب و جارو کردم. کاش خونه خودمون بود. البته هست. با عشق کار می کردم. کیف کردم که داری میای. خلاصه اینکه خیلی دلم تنگ شده برات و فردا روز هیجان انگیزیه واسم. فردا میاد و تو دوباره پیش من هستی. چقدر این امید رو دوست دارم هر شبی که صبح فرداش تو باشی مهم نیست چجوری باشه مجبوره به رد شدن و این بهترین قسمت امیده. بیا که بی صبرانه اومدنت رو لحظه شماری می کنم.

سارای بی نظیرم خیلی دوست دارم

برچسب: بازگشت, نویسنده: باربد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:02

صفحه بندی