خرید بک لینک
همیشه از زمان می ترسیدم، احساس می کردم زمان هر حسی رو می تونه عادی کنه! هر حسی رو می تونه کم رنگ کنه! واقعیت ماجرا اینه که بعضی از حسا و بعضی از ترسا از جنس واقعیتند! چون بارها اتفاق افتادند و بارها دیده شدند. فقط یه موضوع میتونه این حسو تو آدم تغییر بده و اونم تجربه است. و این اتفاق افتاد! آره من از زمان می ترسیدم ولی حالا دوسش دارم، انگار تصمیم گرفته مثل همیشه عمل نکنه. هر چی که زمان جلوتر میره احساسم قوی تر میشه پر رنگ تر میشه و حالا دیگه به جای اینگه از زمان بترسم دارم بهش امیدوار میشم. میدونی چیه سارا زمان همون زمانه منم همون آدمم تنها چیزی که داره این معجزه رو رهبری میکنه تویی. همه چیز به خاطر تو داره اتفاق میافته! من از همیشه عاشق ترم از همیشه تورو بیشتر دوست دارم ولی اون چیزی که دو تا دستشو روی قلبم گذاشته و به موقع هر چند ثانیه یه بار فشارش میده آرامشیه که تو بهم دادی! آرامشی که هرگز نداشتم و حالا دارم مخصوصن زمان هایی که کنارتم! دلم خیلی برات تنگ میشه سارا دلم می خواد همیشه کنارت باشم دلم می خواد همیشه واسه خوشحال کردنت تلاش کنم و دلم می خواد همیشه موفق باشم ای کاش بتونم. سارا تو بزرگترین اتفاق زندگی من بودی! با تو خیلی خوبم بهتر از همیشه، این متنو با موبایل تو نوشتم کمی سخت بود به خاطر همین خیلی خوب نشد البته هوا هم خیلی گرمه میدونی که گرما منو دیوونه میکنه مثل تو البته نه دقیقن به یه روش مشابه ؛-) به هر حال میدونم که متن خوبی نیست ولی چون با موبایلیه که تو بهم دادی خیلی دوسش دارم. سارا خیلی دوست دارم این آروم ترین و با ثبات ترین حسیه که داشتم.

برچسب: آرامش این خونه رو حسی که, نویسنده: باربد دادخواه تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 6:29

صفحه بندی